مقالات   Articles

      

 

 

   انفجار اتمی انفجار درونی ترجمه : ابوالفضل عطار  منبع :Osho World

 

 

انفجار اتمی

آلبرت انیشتین در مارس 1879 در ULM آلمان متولد شد .  پدرش مهندس شیمی بود و دائم در سفر کاری بسر می برد . بدین خاطر آلبرت نتوانست از یک آموزش رسمی و منظم بهره مند گردد . آلبرت در سالهای ابتدایی تحصیل خود دانش آموز باهوشی نبود بعدها او در مقاطع بالاتر در رشته فیزیک ، جبر و تاریخ رتبه های بالایی بدست آورد اما در زبان فرانسه رتبه ضعیفی داشت . او در سن 17سالگی تحصیلاتش را به اتمام رسانید اما بدلیل اینکه یهودی بود نمیتوانست شغل معلمی را به عهده گیرد از آنجاییکه شهروند سوییس بود کارش را به عنوان کارمند دفتر ثبت در برن سوییس آغاز کرد . او کاری پیدا کرده بود که مراجع کننده زیادی نداشت بهمین دلیل بیشتر اوقاتش را در اداره صرف پژوهش و مطالعات علمی میکرد. اولین حضور علمی او در رشته فیزیک در سال1901 بود . سال 1905 به درجه دکترا در آکادمی پلی تکنیک زوریخ نائل گشت. در همین سال بود که او مقاله مهم اش را در باره فرضیه نسبیت که مدعی نسبی بودن زمان و فضا بود منتشر نمود . تئوری نسبیت E=MC2  را بیان داشته و آنرا اثبات میکرد  بدین معنی که مقدار کمی از یک ماده میتواند مقدار زیادی از انرژی را آزاد و رها سازد. فرمول E=MC2  پایه ای برای انرژی اتمی جهت استفاده در بمب اتم گردید . وی بعد از تدریس در دانشگاه برن سوئیس درسال 1909 در دانشگاه زوریخ تدریس کرد . سال ۱192 انیشتین برنده جایزه نوبل برای فیزیک شد او در پراگ نیز تدریس   میکرد .

انیشتین به سفرهای گوناگونی در نقاط مختلف اروپا برای کنفرانس و تدریس رفت و به انتشار نظریاتش در باره مسائل سیاسی و اجتماعی پرداخت. او به عنوان یک یهودی صلح طلب و فعال سیاسی در آلمان نازی مخالف جنگ و آدم کشی بود. در سال 1933 حزب آلمان نازی اموال او را توقیف کرد  سوئی دیگر تابعیت او را لغو نمود. همه این اتفاقات برای او در هنگامه ای رخ داد که برای یک کنفرانس علمی در خارج از کشور به سر میبرد. انیشتین یک زندگی عاشقانه و پیچیده داشت و دوبار ازدواج کرد.  در سال 1901 با میلوا مارتیج ازدواج کرد . انیشتین در حالیکه که از میلوا  دو پسر داشت او را طلاق داد و در سال 1917 با دختر عمویش السا انیشتین ازدواج کرد . السا  در سال ۱1936 در گذشت .    سال ۱۹۳۹ آلبرت انیشتین به   رئیس جمهور آمریکا رزولت نامه ای نوشت بدین مضمون که او بوسیله آلمان نازی به کشف جدید ی نائل آمده که میتوان به بمب اتم دست یافت. او نوشت که شکافتن اورانیوم  او را به ساخـتمان بمب  اتم راهبر شده است .ایالات متحده امریکا بلافاصله پذیرای انیشتین شد او به دانشگاه پرینستون پیوست و برای باقی زندگی اش در همان دانشگاه فعالیت کرد. او که شهروند آمریکا شده بود در مارس۱۹۴۵به رزولت رئیس جمهور آمریکا در باره ویرانی گسترده و قدرت تخریب بمب اتم هشدار داد. در شش آگوست  همان سال آمریکا یک بمب اتم روی هیروشیمای ژاپن انداخت . به جز اجسام بسیار سخت هر چیزی تا شعاع یک مایلی از مرکز انفجار نابود شد بین ۷۰۰۰۰ تا ۹۰۰۰۰ شهروند بیگناه ژاپنی بیدرنگ کشته شدند و تقریبا همان مقدار آسیب دیده و زخمی شدند.     تا ۵ سال بعد ازانفجار، بسیاری بخاطر بیماری ناشی از بمب اتم در درد و رنج در گذشتند. وسعت ویرانی به شعاعی بیشتراز ۳مایل میرسید . سه روز بعد در 9 آگوست ۱۹۴۵ بمب اتم دیگری بروی ناگازاکی فرود آمد با کشتاری بالای ۷۰۰۰۰ نفر و با همان نتایج مصیبت بار . انیشتین در سال 1955 درگذشت. آلبرت انیشتین از این فاجعه سنگین برای بشریت ، تا پایان عمر متاسف بود .

 

 

انفجار درونی

 

سیدارتا یعنی کسی که به هدفش رسید . شاهزاده سیدارتا  گوتاما در 560 سال قبل از میلاد مسیح در لومبینی نپال در پای کوه پالپا در سلسله کوههای هیمالیا متولد شد. پدرش سود ودانا پادشاه ساکیا بود. در تولد سیدارتا پیشگویان و اخترشناسان پیشگوئی کردند که سیدارتا در هنگامه جوانی میتواند سلطانی عالمگیر شود و یا میتواند تمامی خوشی های دنیوی را ترک کرده و به یک راهب تارک دنیا و یک بودا، یک روح آگاه که میتواند تمام بشر را برای رسیدن به روشنی و آگاهی یاری رساند مبدل گردد.

پدر سیدارتا سودودانا  که میخواست پسرش پادشاهی عالمگیر شود از اختر شناسان و پیشگویان خواست تا دلایل کناره گیری پسرش از دنیا را برای او جستجو کرده و بیان کنند . آنان به پادشاه پاسخ دادند ! یک پیرمرد ناتوان ، یک مرد بیمار ، یک مرد مرده و یک راهب دلایل تارک دنیا شدن او هستند . پادشاه پس از آن تمامی کارهای لازم را برای جلوگیری از اینکه پسرش تارک دنیا شود را به بهترین وجهی به انجام رسانید. سودودانا اسباب خوش گذرانی و لذائذ دنیوی را به وفور برای شاهزاده سیدارتا فراهم آورد . سیدارتا همچون یک شاهزاده زیبا و باهوش در یک قصر بزرگ با دیوارهای بسیار بلند مدام سرگرم خوش گذرانی و لذت بردن از زنان زیبا ، موسیقی ، رقص و دیگر چیزهای مجلل و با شکوه شد . او با دختری بنام یاسودا در سن 16 سالگی ازدواج کرد و بعد دارای یک پسر بنام راهول شد. سرانجام در 29 سالگی سیدارتا میل وافری پیدا کرد تا از شیوه زندگی مردمش آگاه شود. یک روز او ترتیبی داد تا بتواند همراه کالسکه ران قصر" چانا" از قصر حصار گونه اش بیرون رود . در بیرون از حصار بلند قصر زیبا او در میان مردمش جستجو کرد . ناگهان پیرمردی ضعیف و رنجور را دید سپس مرد بیماری توجه او را به خودش جلب کرد و در همان حین به یک مرد مرده برخورد نمود همه این چیزها همانند موضوعاتی ناشناخته برای شاهزاده جوان بشمار میرفت زیرا او در 29 سال زندگی  در قصر حصارگونه اش  با چنین پدیده هائی برخورد نکرده بود. از این رو در برخورد با تک تک آنان دچارهراس ناگهانی و ضربه روحی شد . او از چانا کالسکه ران قصر پرسید معنی چیزهائی را که دیده است چیست؟ کالسکه ران پاسخ داد. این واقعیت زندگی است و سرنوشت همه مردم است . شاهزاده سیدارتا  دریافت که ممکن است  روزی او هم در پیری قربانی بیماری و مرگ باشد . او سپس یک راهب با لباسهای ساده و یک سر تراشیده دید از ظاهر راهب دریافت که او در آرامش درونی بسر میبرد. تمام اینها شاهزاده سیدارتا را غمگین کرد چنانکه او به قصد و هدف خود در باره زندگی اندیشید. او با اندوه فراوان به قصر حصار گونه اش رفت و نیمه شب زن ، فرزند و قصر مجلل اش را ترک کرد . رداهای ابریشمی و پر زرق و برق خود را با لباس ساده یک راهب تعویض کرد، سرش را تراشید و بسوی جنگل روان شد . او برای آموختن نزد مردان مقدس و ورزیده رفت و با آنها شیوه های سخت روحی را  کار کرد برای مدت شش سال زندگی او در غارها با روزه و ریاضتهای سخت سپری گشت . او طی این سالها بسیار ضعیف و نحیف شده بود . یک روز دریافت این شیوه های افراطی و سخت برای او بی نتیجه بوده است بنابراین تصمیم قطعی گرفت که این شیوه ها را ترک کند از آن به بعد شروع کرد به خوردن و نوشیدن در حد متعادل و راه میانه را برگزید .سیدارتا مراقبه و تفکر را زیر یک درخت بزرگ و آرامبخش که اکنون به درخت بودهی یا درخت دانش و آگاهی مشهور است آغاز کرد. او تلاش و کوشش خود را برای بی کوششی متوقف کرد و مدت یکماه تمام در مراقبه و تفکر عمیق بسر برد او پس از این مدت به روشنائی و اشراق رسید . بدین ترتیب سیدارتا در 35 سالگی " بودا"  یا شخص روشن ضمیر شد. او برای مدت هفت روز در این تجربه روحی و باطنی غرق شد و در تمامی این مدت سرشار از عشق و شفقت نامحدود برای همگان گشت او در حالیکه در این نور و عشق بی نهایت مستغرق بود آرزو داشت که شهد فرحبخش تجربه روحی اش را با دیگر مردمان تقسیم کند. پس از این تجربه بزرگ روحی سیدارتا که از درون متحول گشته بود برای وعظ و خطابه و راهنمائی مردم همراه پیروانش از مکانی به مکان دیگر میرفت او به دیگران می آموخت که از قید و بندها و رنج و عذابهای خود رها شوند و حصارهای درونی و ذهنی شان را بشکنند. بودا در 480 سال قبل از میلاد مسیح در سن 80 سالگی در گذشت . پیام او در چهار سوی جهان بیش از 25 قرن گسترش یافت و به کسانی که در زندگیشان در جستجوی آرامش بودند یاری رساند.

 

          

 

 

 

 

 

 

      

                 وبلاگ ابوالفضل عطار (یادداشت های روزانه)              

        صفحه اصلی Home     

 
   
  تماس Contact     

     لینک  Link   

    
اخبار News   

      مقالات Articles    

       مصاحبه ها Interviews    

   
      جوایز و جشنواره ها Awards     


    
زندگینامه و سوابق Biography & Resume   

                                                آلبوم  عکس های  گوناگون      Photo Gallery                                            

                                          واپسین اثر:قانون کارما Last Film:The law of Karma                                      

                                    آلبوم عکس از فعالیت های فیلمسازی  Photo Gallery of Films                                 

                  
آلبوم عکس دوستانی که از خاک به افلاک پرواز کردند  Photo Gallery of My Friends                   

                         www.setayeshfilm.com     www.abolfazlattar.com    www.abolfazlattar.ir